ღ شاهزاده ما "آرتین"ღ شاهزاده ما "آرتین"، تا این لحظه: 14 سال و 2 ماه و 6 روز سن داره
ღ شاهزاده ما "رادین"ღ شاهزاده ما "رادین"، تا این لحظه: 11 سال و 7 ماه و 6 روز سن داره

ღ بهونه ی قشنگ ما برای زندگی ღ

خاله های کلوپ نی نی هااا

امروز كه اومدم كلوپ خيلي دلم گرفت توقع داشتم همه بچه هارو ببينم وازشون خداحافظي كنم  چون واسه مراسم جشن سیسمونی میخوایم بریم شیراز ولي از بدشانسي هیچ كسي نبود در هرصورت شايد تا چند روز نيام كلوپ چون ميخام دربست دراختيارآرتین و شوشو باشم وكلي استراحت كنم اميدوارم تواین مدت که نیستم همه اتفاق هاي خوب براتون بيفته زندگيتون سرشار از خيرو بركت ونعمت بشه   وبه همین زودی ها دلاتون پراز ني ني بشه   وهيچ غمي تودلتون وارد نشه ممنونم توي اين مدتی كه گذشت منو راهنمايي كردين ، بامن همدلي كردين وكمك كردين  خيلي دوستون دارررررررررم خواهراي گل من براي همه چي...
23 ارديبهشت 1391

چهارشنبه سوری دوبارههههههههههههه

پسرم سلام امروز پنجشنبه است خواستم يكمي توضيح بدم ديروز برما چه گذشت وااااااااي خداي من خيلي روز سختي بود پراز سرو صدا تصورميكنم دزدان دريايي كارائيب بهمون حمله كرده بودن ومحله رو گرفته بودن از صبح ساعت 10 ترقه مينداختنو حالشو ميبردن منم سعي ميكردم خودمو بزنم به بيخيالي تا شما نترسي ولي خوب نميشد تو خودت خيلي باهوشي وهمه چيو ميفهميدي  و ميشنيدي خلاصه تا ساعت 8 شب بههمين منوال گذشت امروز هم از سر و صداهای دیروز خسته بودم  بايد شام رو اماده ميكردم ولی اصلا حسش نبود بنابراين به بابايي گفتم شام ازبيرون بياره اخه هم خسته بودم هم مهمون داشتيم خاله صفورا و خاله سولماز اینها اینجا بودن  بعداز شام هم با خاله ها...
21 ارديبهشت 1391

امروز من , فردا میاد...

    پسرم امروزِ من، فردا میاد خوابِ من ، تعبیر فردای تو باد شب به امید گلِ فردا و فرداها ی شاد ارمغانی بر تو باد پسرم : عشق را با عشق معنا کردن از آنِ تو باد پاکی و زیبایی گل های وحشی شوق زیبای دمیدن در پگاه زندگی رقص زیبای پریّان در خیال پرنیان نوشِ تو باد ! پسرم امروزِ من فردا میاد! خوابِ من ، تعبیر فردای تو باد!       1391/02/17       ...
17 ارديبهشت 1391

وقتی مریض میشی...

  وقتی مریض میشی و پزشک ازت میپرسه : بیماریت چیه؟؟ منتظر مادرت میشی... و همیشه جوا ... ب دادن رو به اون میسپاری...  چرا که میدونی مادرت همون احساسی رو داره که تو داری حتی از خودت بیشتر دردت رو احساس می کنه...!   1391/02/12 ...
12 ارديبهشت 1391

پسر شیطون من آرتین

پسرم سلام خوبي ؟؟؟؟؟؟ چندوقته عكس قشنگتو نديدم دلم برات تنگ شده   راستي پسملم ميخام ازت گله كنم اخه مدتيه نميزاري مامان سارا بخوابه خدايي اين بي معرفتي نيست ؟؟؟؟؟ توكه ميدوني من چقدر خسته ميشم ماماني كل روزو كارميكنم  بايد براي پدرجان وشما شام بپزم   اخرشبم تا ميام بخابم يك ساعت اول خيلي خوبه ولي تا ساعت ميشه 2/3 ديگه  من بايد گوسفندارو بشمرم همش از اين دنده به اون دنده ميشم فكركنم تو بيدارميشي بازي ميخاي اره ؟؟؟؟  در هرصورت پسر خوبي باش   پس به زودي منتظر اتفاق هاي خوب خوب باش پسريم دوست دارم قد همه ستاره هاي آسمون      1391/02/05     ...
5 ارديبهشت 1391

ارتین 22 هفته ای من

  آرتین قشنگ من خیلی وقته که از لحظات زیبای باهم بودنمون ننوشتم راستش اینقدر حضورت برای من هیجان انگیزه که خیلی چیزا یادم میره ولی میخام بدونی که خیلی منتظرت هستم ودارم لحظه شماری میکنم تا زودتر در آغوشت بگیرم . راستی مامانی باید یک تشکر ویژه ازشما بکنم اول اینکه خیلی آقای آرومی هستی واصلااااا منو اذیت نمیکنی دوم اینکه به قولهایی که دادی عمل کردی مخصوصا اون قولهایی که گفتم به خدا جونی بگو تا زودتر دعاهامونو مستجاب کنه آره پسر زیبای من  میدونم که تو با اون قلب کوچیکت برای برآورده شدن آرزوهای بزرگ ماتلاش میکنی   پس بدون که خیلی عزیزی وعاشقتم میسپارمت به خدای مهربون چون تنها اون که میتونه به بهت...
30 فروردين 1391

دوباره

اگر قرار بود کودکم را دوباره تربیت کنم بیشتر نقاشی با انگشت را به او یاد میدادم تا اینکه با انگشت برایش خط و نشان بکشم. کمتر غلط گیری کرده و بیشتر صحیح انجام دادن را یادش میدادم. چشم از خود می شستم و به او چشم می دوختم. کمتر به داشتن و بیشتر به مراقبت می پرداختم. با او پیاده روی و بادبادک بازی می کردم. اداهای جدی را کنار گذارده و جدی تر بازی می کردم. بیشتر در دشت و دمن همراهش دویده و به ستاره ها زل می زدم. بیشتر او را دربغل می فشردم و کمتر زور می گفتم. کمتر سختگیری و بیشتر تشویق می کردم. اول به اعتماد به نفس و بعد به پوشاک و مسکن می پرداختم. کمتر عشق قدرت و بی...
22 فروردين 1391

تقدیم به بهترین بهانه زندگیم

  هرچقدر بعید توبا تمام کوچکیت خدای منی هرچقدر بعیدبرتنت گل به گل جوانه میزنم تا تمام شوی تا تمام شوم حالا دیگر عاشقی میکنم و زندگی وزندگی دارد تورا تماشا میکند در آغوش من   1391/01/17 ...
17 فروردين 1391